
کریستین بیل ایفاگر نقش جان کانر در ترمیناتور 4
موضوع فيلم بدرستي مشخص نيست، اما وقايع پس از يك انفجار بزرگ اتمي در كره زمين شكل ميگيرد
سازندگان <ترميناتور 4> از حالا ميدانند كه در اواخر بهار 2009 بايد با بن استيلر و كار جديد او رقابت داشته باشند
از حالا زمان اكران قسمت چهارم فيلم پرطرفدار و پرفروش <ترميناتور> مشخص شده و آن روز 22 مه 2009 است.
حتي عنوان اين فيلم نيز مشخص است و نام آن را <رستكاري ترميناتور: آينده آغاز ميشود> گذاشتهاند. اگر قسمت چهارم ترميناتور خواه ناخواه ادامهاي بر سه قسمت اول به حساب ميآيد. گفته ميشود كه در عين حال شروعي بر ساخت 3 قسمت جديد از اين سري آثار نيز محسوب ميگردد. فيلمهاي ترميناتور در باره تقابل انسان با ماشينها و اگر بخواهيم دقيقتر بگوييم رو در رويي ماشينها با وسايلي است كه نه به طور كامل انساناند و نه به طور كامل ماشين.
شروع از نقطه پايان
قسمت چهارم، ماجراهاي ترميناتور را از همان نقطهاي پي ميگيرد كه در پايان <ترميناتور 3> ديده بوديم. اين بار برخلاف 3 قسمت قبلي آرنولد شوارتزنگر معروف رل اصلي را بازي نميكند. زيرا او 4 سال است كه وارد كارهاي سياسي و فرماندار ايالت كاليفرنياي آمريكا شده و رل او را در اين فيلم به كريستين بيل سپردهاند كه از قضا ايفاگر رل بت من در فيلم پنجم از اين سري آثار هم بوده است. با اين حساب اين بار كريستين بيل رل مردشورشياش را بازي ميكند كه بايد روبروي شبكه كامپيوتري اسكاي نت كه خواستش محو كردن بشريت است، بايستد و با او و گماشتهها و محصولات او دوئل كند.
امتياز ساخت سري فيلمهاي ترميناتور متعلق به شركت هالسيون بوده و در نتيجه كمپاني برادران وارنر كه مسؤول توزيع قسمت چهارم خواهد بود، بر سر اين موضوع با هالسيون به توافق رسيده است.
محاسبات برادران وارنر دراين خصوص به قدري دقيق است كه از همين حالا ميداند در زمان اكران <ترميناتور4> كدامين آثار از سوي استوديوهاي رقيب رو خواهد شد و بنابراين با كدام فيلمها بايد به رقابت برخيزد. به عنوان مثال كمپاني فاكس قرن بيستم در همان هفتهاي كه <ترميناتور 4> اكران ميشود قسمت دوم فيلم پرفروش و موفق سال 2006 خود يعني <شبي در موزه> را عرضه خواهد كرد.

بن استیلر در نمایی از فیلم شبی در موزه (2006)
اين فيلمي است كه در آن بن استيلر رل مامور امنيتي يك موزه را ايفا ميكرد كه شبها مجسمههاي اشياء و افراد تاريخي و حيوانات جملگي زنده ميشوند و به حركت در ميآيند و اسباب بلوا و دردسر ميشوند. قسمت اول 250 ميليون دلار در آمريكا و كانادا فروخت و درنتيجه سازندگان <ترميناتور4> ميتوانند مطمئن باشند كه رقيبي قدر و سرحال در زمان اكران اين اثر در اواخر بهار 2009 (1388) خواهند داشت و حريفي كه ميتواند بخشي از فروش آنها را به خود اختصاص دهد.
نزول و فراموشي
به رغم توفيق فراوان تريلوژي ترميناتور و بخصوص دو قسمت اول آن و فراتر رفتن مجموع فروش آن از رقم يك ميليارد دلار، بايد اذعان داشت كه شرايط و موقعيت اين فيلمها طي سالهاي اخير و از زمان اكران قسمت سوم به بعد رو به نزول و فراموشي داشته و متوقف ماندن طرح ساخت قسمت چهارم آن در سالهاي اخير نوعي شكست محسوس براي آن به حساب ميآمد.
البته قسمت سوم آن تريلوژي را نيز به دشواري ميتوان يك موفقيت تلقي كرد، زيرا 200 ميليون دلار هزينه ساخت آن بود اما در سال 2003 كه اكران شد، در آمريكا و كانادا بيشتر از 150 ميليون دلار نفروخت. در عين حال آن قسمت از <ترميناتور> نيز كه آخرين مرتبه بازي آرنولد در رل اصلي را در بر داشت، در ساير كشورها بيش از 285 ميليون دلار در گيشهها سود به بار آورد.
اگر بخواهيم به آمار و فيلمهاي قبلي رجوع كنيم. بايد بگوييم كه قسمت اصلي و اوريژينال اين فيلمها (بانام ترميناتور) در سال 1984 به فروشي 39 ميليون دلاري در آمريكا و كانادا نايل شد، اما از يك سو با احتساب قيمتهاي آن زمان و قدرت خريد ارز در آن زمان و قياس آن با ارقام و ارز فعلي به چيزي بيش از 90 ميليون دلار فعلي ميرسيد و از طرف ديگر كل بهاي ساخت آن فيلم از 7 ميليون دلار فراتر نميرفت.
در سطح جهان نيز <ترميناتوريك> به 80 ميليون دلار فروش رسيد ولي همان معادلات و ارزشگذاريها درباره اين فيلم و اين رقم نيز صدق ميكند. با اين حال موفقترين قسمت فيلم، بخش دوم بود كه با عنوان جنبي <روز داوري> در سال 91 اكران شد و 205 ميليون دلار در آمريكا و كانادا و 518 ميليون دلار در ساير كشورها فروخت و براي اين آمار نيز اگر قيمت گذاري سالهاي اخير در محاسبات ما لحاظ شود، به ارقامي فراتر از اينها خواهيم رسيد و به واقع معادل با 500 و 900 ميليون دلار فعلي خواهد بود.
پايههاي تفاوت
براي چنين ارزش گذاري دو فاكتور مورد توجه و پايه كار قرار گرفته است: يكي بالا رفتن چشمگير قيمت بليت سينماها طي 17 سالي است كه از زمان اكران قسمت دوم ترميناتور و همچنين 24 سالي كه از زمان پخش قسمت اول ميگذرد و دوم پايين آمدن محسوس قدرت خريد پول طي همين مدتها هر دو قسمت نخست ترميناتور با آمار توفيق و فروش چشمگير فوق با فيلمنامه نويسي و كارگرداني جيمز كامرون كانادايي تهيه و پخش شد، ولي او حاضر به ساخت قسمت سوم نشد و اين كار به جاناتان ماستو سپرده شد و همين مسئله و اين نكته كه موضوع بداعت و تازگي خود را از دست داده و تكهها و قسمتهاي اضافه شده طي قسمت سوم نيز حلاوت خاصي نداشت. باعث شكست تجاري و ناكامي هنري نسبي آن قسمت شد كه پيشتر نيز از آن ياد كرديم.
كارگرداني قسمت چهارم را به فردي سپردهاند كه با نام اختصاري و لاتين MCG شناخته ميشود و در هاليوود مشغول به كار است و كارش از چند سال پيش با ساخت فيلمهاي كوتاه مبتني بر موسيقي روز و به اصطلاح تيزرهاي پاپ شروع كرد، ولي به آرامي به فيلمهاي بلند كشيده شده و <فرشتههاي چارلي> و قسمت دوم آن فيلم از آن قبيل بودند. با اين حال MCG كه نام كامل او جوزف مك گينتي نيكول است.
هرگز در پروژهاي به بزرگي و حساسيت تجاري تبليغاتي ترميناتور كار نكرده است و بنابراين معلوم نيست كه آن جا جواب خواهد داد يا خير. حال آن كه اسلاف وي و بخصوص كامرون توانسته بودند به بهترين شكل جشنوارهاي از حركت و هيجان و اسپشيال افكت را ارائه بدهند و كارشان هم جذاب بود و MCG براي تكرار آن دستاورد كار بسيار مشكلي خواهد داشت.
دوران فاجعه
هم كارگردان و هم ساير عناصر سازنده <ترميناتور4> از افشاي موضوع تحقيق فيلم ابا داشته و سكوت اختيار كردهاند، اما گفته ميشود سناريوي آن كه توسط نويسندگان قسمت سوم يعني جان برانكاتو و مايكل فريسي نوشته شده، بينندگان را به دوران بسيار پر زحمتي انتقال ميدهد كه پس از انفجاري عظيم در قسمتي بزرگ از كره زمين شكل گرفته است، اين انفجار بزرگ فاجعهدار، از نوع اتمي بوده و آن را شبكه اسكاي نت مورت داده و هدفش از آن نابود سازي انسانهاي سازنده خودش بوده است و بنابراين اگر مقدمات و مؤخرههاي اين رويداد نيز مشخص نباشند، به راحتي ميتوان حدس زد و گواهي داد كه جشنوارهاي تازه از حركت و برخورد و اسپشيال افكت در راه است و همين خصلت و سلاح نيز مانند سه قسمت قبلي ترميناتور نقطه و وجه بارز فيلم جديد در زمان تهيه و اكران آن خواهد بود.
كريستين بيل تابستان امسال با قسمت جديد <بتمن> هم كه از حالا فروش فراواني براي آن پيشبيني ميشود، به صحنه باز خواهد گشت و بنابراين دو تابستاني كه براي او در پيش است، ايامي بسيار خوش و پر سود براي او، فيلمهايش و استوديوهاي مربوطه خواهند بود. در قسمت چهارم ترميناتور بجز بيل، احتمالاً سم وورتينگلتون را هم خواهيم ديد. وورتينگتون در حال گفتگو با جيمز كامرون هم هست تا در اپيك جديد علمي- تخيلي او به نام <آواتاد> نيز حضور بهم برساند. اين اولين فيلم بلند جيمز كامرون پس از ساخت و ارائه تايتانيك (در 1997) خواهد بود و اين مدت جز چند كار مستند و ساخت فيلمي درباره نحوه تهيه تايتانيك كار ديگري نكرده است.
از نيومكزيكو تا...
فيلمبرداري <رستگاري ترميناتور> از حدود 15 ارديبهشت در منطقه نيومكزيكو آمريكا شروع ميشود و هرماه طول ميكشد و سپس به ساير ايالات و نقاط مورد نظر بسط خواهد يافت. مجموع مدت فيلمبرداري 5/3 ماه و كارهاي موسوم به پست پروداكشن نيز 3 ماه اضافي برآورده شده است. زمان نمايش فيلم نيز تاريخي است كه در ابتداي مطلب آورديم.
منبع : بانی فیلم