تيرداد هروي

هفتادوهفت سال پس از روي پرده رفتن فيلم آبي و رابي (اوانس اوگانيانس)، در شهريور ماه 1386 ميتوان پرسيد كه سينماي ايران در كجا ايستاده است؟
با توليد نزديك به هفتاد فيلم در سال، درحالي كه تنها ظرفيت اكران سالانه پنجاه فيلم در سالنهاي سينما وجود دارد و اگر خوشبينانه نگاه كنيم شايد تنها 10 درصد از توليدات اين سينما آثاري قابل دفاع به حساب ميآيند. سينما كموبيش دولتي است و اگر حمايتهاي بخش دولتي از آن گرفته شود اين ميزان توليد و بويژه همين تعداد انگشت شمار فيلمهاي ارزنده را نيز شاهد نخواهيم بود. اگر از برخي استثناءها بگذريم، روبرو شدن با سالنهاي مملو از جمعيت، اتفاقي ناممكن به نظر ميرسد.
عادت فيلم ديدن در سينما از سر بسياري از مردم افتاده و اغلب ترجيح ميدهند در خانه و روي صفحه كوچك تلويزيون به تماشاي فيلمها بنشينند. بسياري از سالنهاي قديمي نمايش فيلم رو به تعطيلي رفته است و بخش خصوصي هم تمايلي براي سرمايهگذاري روي سينماداري ندارد و... قرار گرفتن در چنين اوضاع و احوالي نميتواند نويددهنده دوران چندان موفقي براي سينماي ايران باشد. لااقل اينكه برخورداري از سابقهاي تا اين اندازه و رويارويي با افت و خيزهاي فراواني در طول اين سالها شاهد بوده ايم، انتظار ميرفت، حاصل كار به لحاظ كيفي به مراتب بيش از آنچه هست باشد.
چنين اوضاع و احوالي به نظر بيش از هر چيز حاصل آن است كه سينماي ايران در حوزههاي مختلف با زمانه پيش نرفته است. به ظاهر شايد بتوان نشانههايي اميدواركننده يافت، اما اين تنها ظاهر ماجراست. مطبوعات سينمايي با رشد كمي قابل توجهي روبرو بودهاند و اين مسئله را ظاهراً بايد حاصل رويكرد طيف گستردهتري از مردم به سينما در مقايسه با گذشته دانست، اما با فرض قبول اين مسئله يعني افزايش سطح آگاهي جمعي علاقهمندان سينما نميتوان اميدوار بود كه اين علاقهمندان پاسخ به علايق خود را در سالنهاي سينما مييابند، بلكه اگر توجهي به سينما هم وجود دارد، بيشتر در دل دست به دست شدن ديويديهاي فيلمهاي ارزشمند امروز سينماي جهان يا توليدات قديمي و ماندگار آن است. ابزارهاي فيلمسازي تا اندازه قابل توجهي با پيشرفت تكنولوژيك همراه بودهاند، اما تأثير آن را به چه ميزان در سطح كيفي تكنيكي فيلمهاي ايراني مشاهده كرد. آن هم در شرايطي كه به قدرت بتوان فيلمي را يافت كه ضرورت تماشاي آن روي پرده سينما براي عمده مخاطبان احساس شود، بنابراين بسياري به تماشاي كپيهاي خانگي اين فيلمها بسنده ميكنند.
حقيقت اين است كه اين سالها ديگر سينما جايگاه قديمي خود را از دست داده است. روزگاري بود كه تنها در سينما ميشد به تماشاي فيلم نشست، رفتن به سينما براي كوچك و بزرگ يك خانواده اتفاق مهمي محسوب ميشد. يكي از تفريحات اصلي خانوادگي اغلب مردم كه گاه دوبار در هفته و حتي بيشتر اتفاق ميافتاد.
پيشرفتهاي تكنولوژيك اگر چه براي سينما هم دستاوردهاي بسياري داشت و به لحاظ تكنيكي آن را تا حد بسيار زيادي متحول ساخته است، اما از سوي ديگر شرايطي را هم به دنبال آورد كه ديگر سينما آن جايگاه گذشتهاش را در ميان توده مردم از دست داد.
تلويزيون از راه رسيد كه برنامههاي سرگرمكنندهاش ميتوانست پركننده اوقات فراغت خانوادهها باشد، حالا ميشد در خانه هم نشست و به تماشاي فيلم پرداخت پس از آن سروكله نسل اول ويديوها پيدا شد كه اگرچه كيفيت تصويري بالايي نداشت اما حق انتخاب را نيز براي مخاطبان خانگي فيلمها به همراه آورد و ميتوانستند فيلمهاي دلخواهشان را هر زمان كه خود ميخواهند به تماشا بنشينند. در دنباله پيشرفتها و تغيير و تحولات نمايش خانگي فيلمها سيديها و سپس ديويديها به بازار آمدند كه نه تنها جاي كمتري را امثال ميكردند و حملونقل آنها آسان بود بلكه به لحاظ كيفيت تصويري تحولاتي چشمگير را به دنبال داشتند و امكانات جنبي بسياري را نيز براي مخاطبان خود فراهم آوردند. در گذر اين سالها و پيدا شدن سروكله رقبايي چنين مقتدر براي سينما به نظر نميرسد كموكيف توليدات بدنه سينماي ايران به عنوان عمدهترين جرياني كه براي مخاطبان سينما فيلم ميسازد، تغيير و تحولات چشمگيري داشته باشد. خاصه آنكه تفكر حاكم بر اين جريان در رويارويي با مخاطب هماني ست كه چندين دهه پيش از اين نيز وجود داشت.
حتي با فرض پيشرفت و ارتقاء قابليتهاي ابزار كار فيلمسازي چون در مسير همان تفكر قديمي بكار ميرود، حاصل كار تفاوت محسوسي با گذشته ندارد. چه بسا اينكه برخي از توليدكنندگان سينما در بنبستهاي اقتصادي بكارگيري شگردهاي قديمي و امتحان پس داده سينماي ايران را ضروري ميپنداشتند. بكارگيري اين شگردها اگر چه هنوز مخاطباني را به دنبال دارد، اما در نهايت چيزي نيست جز توقف يا حتي عقبگرد به سوي گذشته سينماي ايران كه بكار گرفتن واژه مناسب حال آن سينما (فيلمفارسي) مايه سرافكندگي اهالي سينماي ايران به حساب ميآيد.
خلاصه كلام اينكه با همه اين دگرگونيها حاصل زمانهاند، سينماي ما اگر در ظاهر پيش رفت نموده، اما در درون همانجا ايستاده كه اصليترين جريان توليد فيلمش قرارداشت و همان خوراك گذشته را با ظاهري به نظر امروزي به خورد مخاطب ميدهد، درحالي كه از درون همان است كه بود.
درست است كه سينماي ايران در سالهاي اخير موفقيتهاي برون مرزي بسياري را تجربه كرده است، اما حقيقت اين است كه اگر ميخواهيم حركت آن را به جلو ارزيابي كنيم، بايد مستقيم برويم سراغ جريان اصلي توليدكننده فيلم در ايران كه كموكيف آن به خوبي نشان ميدهد كه سينماي ايران و مخاطبانش در كجا ايستادهاند.
نامگذاري يك روز به عنوان روز ملي سينما و ثبت آن در تقويم، از سالهاي گذشته، اتفاق فرخندهاي بوده يك جور اداي دين به سينما كه با وجود همه زرق و برق دنياي آن در سالهاي دور و نزديك هيچگاه به درستي در جاي خود ننشسته است.
حتي با فرض اينكه در روز ملي سينما نبايد انتظاري از غيرسينماييها داشت تا با ترتيب دادن برنامههايي براي اين روز شرايطي را فراهم آورند كه جلوهاي نظرگير در ميان پيدا كند، لا اقل خود اهالي سينما ميتوانند تدابيري در اين زمينه تدارك ببينند. اگر جشن خانه سينما و معرفي برگزيدگان جشن سالانه آن را گامي در اين زمينه فرض كنم. اين سؤال به ميان ميآيد كه سهم مردم در مشاركت با برنامههاي در نظر گرفته شده براي روز ملي سينما چيست؟
ترديدي نيست كه سينما در ايران علاقهمندان سفت و سخت بسياري دارد كه دوست دارند در چنين مراسمهايي شركت كنند، اما وقتي جشن خانه سينما كيفيت يك برنامه داخلي براي خانه سينما را دارد و تنها تعداد محدودي از اهالي سينما ميتوانند در آن شركت داشته باشند، سهم مردم از اين جشن ماندن در پشت درهاي بسته ورود به سالنهاي برگزاري اين جشن بوده است و تنها امكان بهرهمندي از آن دنبال كردن اخبارش از نشريات گوناگون. درست است كه جشن سالانه خانه سينما ميتواند گامي در گرامي داشت برجسته شدن اين روز بردارد، اما زماني اين مسئله جنبهاي فراگير پيدا ميكند كه علاقهمندان سينما نيز امكان مشاركت و حضور در اين جشن يا جشنهاي ديگر را داشته باشند.
در غير اينصورت روز ملي سينما براي مردم يك روز است مثل همه روزهايي كه در تقويم به اسمي نامگذاري شدهاند و اكثريت قريب به اتفاق مردم فرارسيدن اين روزها يا گذشتن از آنها را احساس نميكنند. روز ملي سينما در حقيقت بايد يك روز ملي باشد روزي كه با برنامهريزيهاي گوناگون و درست بتوان سينما را به ميان مردم برد تا حضور آن را احساس كنند. اهميت اين مسئله زماني بيش از هميشه احساس ميشود كه سينما ديگر آن جايگاه خود را در ميان مردم از دست داده است و عادت فيلم ديدن در سينما از سر بسياري افتاده است.
آيا نميشود يك روز در سال، مثل روز ملي سينما بليتهاي سينما براي مردم رايگان باشد. يا اينكه نمايشهاي رايگان فيلم و جشنهاي گوناگوني را براي آنها در نظر گرفت به طوري كه لااقل يك روز در سال شاهد پرشدن سالنهاي نمايش فيلم در سانسهاي مختلف باشيم.
منیع : بانی فیلم